نوشـــــــته هــاے نیمـــــــه شـــــــــــب🌙

آے ستــــــــــ⭐ـــــــــــاره آٌ ستــــــــــ⭐ــــــــــــاره بے تو شب نورے نداره

عشق، به تنهایی کافی نیست!


بنام خدا

#نوشته_های_نیمه_شب 

بعد از کلی سرو صدای ذهنی؛ یه نفر با صدای بلند تری داد میزنه: " فقط دوست داشتن کافی نیست "

...

این که هدفت برای آینده چی باشه،این که دوست داری توی سی سالگیت کجا باشی و توی چه حالتی، اینکه تا کی میتونی اینجوری ادامه بدی..؟

"اینجوری" که من دارم زندگی میکنم،مطمئنم راه خوبی نیست.بی هیچ امیدی به آینده،بی هیچ برنامه ای، بی هیچ هدفی...فقط دارم جلو میرم.از بچگی همیشه بهمون گفتن مستقل باشید، هدف داشته باشید...اما هیچ کس اینا رو یادمون نداد!

دینِ من دستور داده بلند پرواز نباشید،ولی من وقتی به ارزوهام فکر نمیکنم،وقتی توی آسمون خیالاتم به اون بالا بالا ها پرواز نمیکنم،همین یه ذره امید رو هم ندارم!

اصلا کسی چه میدونه؟شاید این واقعا دستور دین نباشه؟شاید این یه تحریف باشه!چون من توی قرآن همچین چیزی ندیدم.حتی اگر هم باشه از کی تا حالا یه برنامه برای همه ی ادم ها کاربردی بوده؟

...

امروز یه ویدیو دیدم که یه دختر نوجوون بخاطر حجابش توسط مامورای گشت ارشاد کتک میخوره.

نمیخوام مقصر رو خانواده ی اون دختر بدونم.یه دخترنوجوون که عاشق رنگ ها و عاشق زیباییه،چجوری میشه بهش فهموند زیبا نباش و رنگی نپوش؟حتی اگر کارش اشتباه باشه!

حتی تقصیر خود اون دختر هم نیست!دختر است دیــــگر!عاشق رنگ ها.....

و اما مامور گشت ارشاد...ارشاد؟

فکر میکنه کار درست رو انجام میده.احتمالا عاشق خدا هم هست و امر به معروف و نهی از منکر حتی از نون شب هم براش واجب تره.

اما هیچ ادمی با زور به راه راست هدایت نمیشه.با پخش شدن این فیلم چهره ی اسلام هم خراب میشه!

من میدونم ک اسلام در اصل بی نقصه و ایراد مسلمونا نشونه ی ضعف اسلام نیست،اما من اینو میدونم،شیش هفت میلیارد آدم دیگه توی بقیه ی کشورهای جهان چی؟

خدایا تو اون بالایی و مسلما به حق قضاوت میکنی.....از ته قلبم ایمان دارم.یه جورایی فک  میکنم ممکنه اخرش همه مونو ببخشی.ما نمیدونیم چی درسته و چی غلط.به یه راه میچسبیم و در حد مرگ افراط و تفریط میکنیم....احساس میکنم تهش همه مونو میبخشی.شاید همه نه، ولی خیلی هارو.چون از هر دری که وارد میشم میفهمم تقصیر هیچ کس نیست.......

....

داشتم ب اینده و هدف فکر میکردم.با خودم گفتم بهتره برم دنبال نجوم.بعدش فکر کردم دیگه داره 22 سالم میشه!و اینکه خیلی ها "عاشق" نجومن پس چرا همه منجم نشدن؟

بعدش فکر کردم ب مبینا.به اینکه با خانواده ای ازدواج کرده که خیلی مذهبی هستن.به اینکه هربار میخواد بره سمت خانواده ی شوهرش،باید برخلاف چیزی که هست،چادر سر کنه و رو بگیره.با خودم فکر کردم خب "عاشق" شوهرشه و بخاطرش هرکاری میکنه.ولی تا کی میتونه عاشق باشه؟هرچقدر هم ک عاشق یه نفر باشی و بخاطرش تغییر کنی،بلاخره یه روزی دلت برای خودت تنگ میشه.یه روزی دلت میخواد کارهارو به روش خودت انجام بدی و از تظاهر خسته میشی....


صدایی توی ذهنم فریاد میزنه که : "عشق،به تنهایی کافی نیست"

البته اگر حست؛واقعا عشق باشه!

شب بخیر سرزمین خیال!


مسافر قلم
۳۱ فروردين ۰۰:۲۰
عشق به تنهایی کافیه 

پاسخ :

نیست
آرام :)
۰۳ ارديبهشت ۲۲:۴۴
کجایی تو دختر ؟ 

پاسخ :

درگیر بودم سه چهار روزی
اومدم باز
همه چی خوب پیش میره؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
?Do You Like The Stars
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان